از تولد تا امامت و شهادت امام حسین {ع}   

  عشق زينب بيماري نيست جز فوق جنون.........هركه گويد يا حسين بر او سرايت ميكند..........اي كه بيماري چرا نزد طبيبان ميروي.......خرده نان سفره زينب كفايت ميكند.........كربلا باشد سفارت خانه حق بر زمين......اين سفارتخانه را زينب صدارت ميكند.........بيرق خون خواه شاه كربلا اين مطلب است......اهل عالم گوش باشيد اين سپاه زينب است

  تماس با من

  آرشيو

  نویسندگان

فروردین

  آرشیو شده ها

امرداد ۸٧
مهر ۸٥
اردیبهشت ۸٥
اسفند ۸٤
آبان ۸٤
خرداد ۸٤

  بچه باحالها

 

  آمار بازدید ها


  RSS 2.0  

 

   

 

 

بنام خدا چشم چشم دو تا چشم خمار و نافظ و مست مو مو یه خرمن قشنگ و مشکی یک دست خط خط دو ابرو مشکی وابرو کمونی خال خال دو گونه . گونه ی استخونی لب لب دو تا لب همین جوری می خنده قربون برم ماشاالله بابام چقدر قشنگه دندوناشا ببینید عین هو مرواریده بابا به این خوشکلی هیچ جا کسی ندیده دست دست دو تا دست چه مشکلها که حل کرد میگن که وقت رفتن مادرم را بغل کرد بابام منم بغل کرد ؟ دست بابام چه گرمه حزن حزن محاسن ریش بابام چه نرمه پا پا دو تا پا راهی جبهه ها بی تاب مامان با گریه می ریخت پشت سر بابام آب چشم چشم دو تا چشم شب تا سحر بیداره مو مو یه خرمن پر از گرد و غباره خط خط دو ابرو خاکی و کمونی چشم ها دو گونه بارونی و بارونی لب لب دو تا لب خشک و ترک خورده بود آب آب روی آب کام بابام را برده بود پا پا دو تا پا خسته ولی پر توان می بره حمله بابام روی عدو بی عمان دست دست دو تا دست گره کرده و مشته با اون دستای گرمش چه دشمنای کشته نگاه کنید عکس شو چقدر قشنگ و زیباست خون عجب مطر عطر بوی باباست بابام کنار سنگر روی موتور نشسته محاسن خاکی شو رنگ حنای بسته محاسن نرم اون تو جبهه ها خونی شد بابای قد بلندم راهی مهمونی شد چشم چشم دو تا چشم خوابیده توی صحرا تو جبهه ها شهید شد بابای ناز زهرا خط خط دو ابرو قرمز و کمونی خال خال دو تا خال رو کونه وا پیشونی خال روی گونه هاش قهوای و قشنگه خال روی پیشونیش خونی و سرخ رنکه پا پا دو تا پا دست دست دو تا دست دست پای بابا جون زیر شنی ها شکست قربون چشماش برم همون چشای مستش کدوم دست پلیدی سریع چشاشو بستش اونی که دیده بابام تو جبهه ها شهید شد افتاده تو خاک فکه افتاده وناپدید شد آی دونه دونه دونه نون و پنیر وپونه بعد گذشت چند سال بابام اومد به خونه چوب چوب یه تابوت که تو کوچه رون بود جای بابام تو تابوت یه تیکه استخون بود هزار هزار تا چشم مست هزار هزار تا گونه هزار هزار هزاران نگاه عاشقونه هزار هزار محاسن یا که خونی یا که سوخت هزاران دل عاشق که تو سینه افروخت هزار هزار تا پدر هزار هزار تا مادر هزار هزارتا همسر هزار هزار تا فرزند هزار هزار تا رفیق هزار هزار برادر هزار هزار تا محبت هزار هزار تا خواهر هزار هزار رفاقت هزار هزار معرفت هزار هزار تا رفعت هزار هزار تا نامزد هزار هزار محبت هزارهزار تا خواهر هزار هزار رفاقت هزار هزار معرفت هزار هزار تا عاشق هزار هزار رفعت هزار هزار تا نامزد هزار هزار اهل دل هزار هزار طراوت شمع محفل و مجلس هزار هزار گل سر سبد هزار هزار قد بلند هزار هزارهزاران هزار هزار تا پیوند هزار هزار شور شوق لبان پر زخنده هزار هزار بسیجی هزار هزار پرنده هزار هزار پهلون هزار هزار همخونه
رفتند که ما بمانیم رفتند تا از دین جدا نمانیم

فروردین

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو